خوش آمدید
نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]
[ ]
نظر سنجی


شغل شما چيست و آيا از آن راضي هستيد؟



كارمند

شاغل در شركت فرش

شغل آزاد

بيكار هستم

بلي راضي هستم

خير راضي نيستم



ارسال شده توسط Amir.h Ebneali
نظر: 84
نظرسنجی قبلی

آنلاین
مهمان: 6, اعضا: 0 ...

بیشترین افراد آنلاین همزمان 6
(اعضا: 0, مهمان: 6) در تاریخ چهارشنبه 17 شهريور 1389 - 11:52:15

اعضا: 129
جدیدترین عضو: engineer1
مصوبه اي در مورد ازوار در سال 80
تصويب‌نامه راجع به تغييرات و اصلاحات تقسيماتي در بخش مركزي شهرستان كاشان 7/5/1380

تصويب‌نامه راجع به تغييرات و اصلاحات تقسيماتي در بخش مركزي شهرستان كاشان
1380.05.07 - 799

‌نقل از شماره 16445-1380.05.24 روزنامه رسمي

شماره .22268ت24169‌هـ 1380.05.13

‌تصويب نامه راجع به تغييرات و اصلاحات تقسيماتي در بخش مركزي شهرستان كاشان

‌وزارت كشور


هيأت وزيران در جلسه مورخ 1380.05.07 بنا به پيشنهاد شماره 1.4.42.76449 مورخ 1379.11.15 وزارت كشور و به استناد ماده (13) قانون‌تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري - مصوب 1362 - تصويب نمود:

‌الف - روستاها و مزارع و مكانهاي 1- مرق، 2- ساديان، 3- بنا به، 4- قوله، 5- بلخشاه، 6- چالياب، 7- باقرآباد، 8- شوراب، 9- كارگاه شن شويي از‌دهستان كوهپايه بخش مركزي

شهرستان كاشان منتزع و به دهستان برزك ملحق شوند.

ب - نام دهستان برزك به دهستان باباافضل تغيير يافته مركز دهستان برزك از روستاي برزك به روستاي مرق تغيير يابد.


ج - دهستان گلاب از تركيب روستاها و مزارع و مكان‌هاي 1- ازوار، 2- ويندوج، 3- ويدوجا، 4- وركان، 5- آرنجن، 6- پنداس، 7- تجره، 8- كمال،9- فتح آبادي، 10- نهراب، 11- چاه كوجه، 12- ميرآباد، 13- خاتون آباد، 14- چاه انقلاب، 15- چاه اتحاد، 16- چاه گلشن، 17- ترشاب، 18-‌محمودآباد سفلي، 19- محمودآباد عليا، 20- چاه اسلام آباد، 21- سينه گردعليا، 22- سينه گردسفلي، 23- تلخ آب، 24- مهاباد، 25- آسه، 26-‌درموقه، 27- چاق ذوالفقارپور، 28- تجره، 29- قاسم آباد، 30- قلعه سرخ، 31- عباس آباد، 32- گل سرخ، 33- ساق آباد، 34- دن گير، 35- چاه‌قدس، 36- باورچه، 37- بيرنه عليا، 38- آزمرگان، 39- دولت آباد، 40- لاسرخ، 41- مزرعه سيد، 42- ثاني آباد، 43- قاسوره، 44- عشقهان، 45-‌چشمه سرخه، 46- علي آباد زمين، 47- ويان ده، 48- صحراكور، 49- دارشك بالا، 50- دارشك پايين، 51- دري تو، 52- چشمه درازه، 53-‌جاجشك، 54- فيض آباد، 55- آقابابا، 56- حسن آباد، 57- ملاغفار، 58- اشگفت، 59- مورچان، 60- آقاي عليا، 61- آقاي سفلي، 62- فتح آباد،63- چشمه يونس، 64- دلتان، 65- آستاران، 66- محمدآباد عليا، 67- محمدآباد سفلي، 68- كولكه عليا، 69- موركنده، 70- كنده ساره، 71- سياه

‌كوهه، 72- مبارك آباد، 73- كه، 74- چشمه قربانعلي، 75- چاله ميانه، 76- خاوه، 77- رودبره، 78- چشمه سرخه، 79- وشك، 80- چشمه‌زيرآب، 81- سنجل، 82- جلدك، 83- زارماه، 84- وهد، 85- زارمان، 86- سينك، 87- ويده، 88- هرموده، 89- معدن سنگ حجرالاسود، 90-‌شركت زرين ساز، 91- سنگبري البرز، 92- حمام ضد كنه، 93- مرغداري توحيد، 94- كارخانه پلاستيك، 95- نيروگاه برق، 96- معدن خاك صنعتي‌به مركزيت روستاي ازوار ايجاد و تشكيل گردد.


‌د - بخش برزك از تركيب دهستانهاي باباافضل و گلاب به مركزيت روستاي برزك در تابعيت شهرستان كاشان ايجاد و تشكيل گردد.

معاون اول رييس جمهور - حسن حبيبي

منبع:سامانه مجلس


نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388 - 14:04:00 | خواندن/ارسال نظرات: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ
معجزه ذهن
معجزه ذهن
اگر گمان میکنید شکست خورده اید،شکست خورده اید
اگر گمان میکنید جرات ندارید،جرات ندارید
اگر گمان میکنید که خواهید باخت،خواهید باخت
اگر میخواهید پیروز شوید،اما نمیتوانید،نمی توانید
زیرا در جهان بیرون از ذهن،همه چیز به اراده آدمی بستگی دارد
و این معجزه ذهن است
اگر گمان میکنید باید اوج بگیرید،اوج خواهید گرفت و
قبل از آنکه جایزه را ببرید،باید به خود اعتماد کنید
مبارزات زندگی همیشه هم به نفع آن که قوی تر است و یا سریع تر،
به پایان نمیرسند،اما همه مبارزات به نفع کسی تمام میشود که ایمان دارد پیروز خواهد شد.


نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1388 - 22:04:12 | خواندن/ارسال نظرات: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ
کوچه سَرسَر

به میرزای عزیزتر از جان...

از کوچه" سَرسَر"(۱) بوی شلغم پخته آید


یعنی کدامین قصّه امشب گفته آید؟

گفتند"کُرد"(۲)از کوه پایین آمد امروز

هرچند فرقی نیست در امروز و دیروز

دیدم که آمد خسته و درمانده اینجا

گفتا بگو هر چیز خواهی زود اینجا

گفتم هوا ابری شد و باران نیامد

امسال برفی هم به کوهستان نیامد

چوپان عزادار چرای گله هایش

دهقان به فکر آبهای کشتزارش

دیگر "دَرِسَلمه"(۳)پر از آب و علف نیست

جوی" شُده"(۴)آبی ندارد که تلف نیست

"اَفتار قوی"(۵)با آن درختانِ کهنسال

چشمک زنان در خاطراتم ماند امسال

"هِرموده"(۶)و آب قنات و سایه هایش

امسال دیگر اشک می ریزم برایش

آتشفشانِ" تخته اسبید"(۷)خشک گشته

در "ناله اسبه"(۸)آهوان بی مُشک گشته

"تُرشاب"(۹)و تاریخ و قناتش را گرفتند

پولی بدادند و بَراتش را گرفتند

زنبورهایِ وحشیِ کوهِ "نساتیر"(۱۰)

مُردند از آب بدی در"درّه لاسیر"(۱۱)

ناگاه گفتا ای پسر آهسته آرام

من می روم کم کم از اینجا پشت این بام

گفتا بیا با من ببین این مردمان را

حرفی بگویم می دهی بر من امان را؟

گفتم بگو ای کُرد،ای اُسطورۀ من

ای مانده در ذهن من و مَستورۀ من

گفتا همه درد و بلا ها را که گفتی

آن قصّۀ مرد خدا را تو شِنُفتی؟

قال رسول الله(ص)ای ظاهر مسلمان

اسلامتان را پس چه شد؟کو دین و ایمان؟

صد بار آن پروردگار مهربانی

گفته است با خلق خدا کن مهربانی

گفتا عبادت خدمت خلق است،هُش دار

نی مسجد و سجّاده و دلق است،هُش دار

با این همه نامهربانی زنده هستی

هر چند کافر باز هم پاینده هستی

دیگر تو را باران و برفش پیشکش باد

هر کس که باشد مهربان،او پیشکش داد

آنگاه با شرمندگی گفتم ببخشا

اسطورۀ مردان اُزواری ببخشا

ما مردمان یک یک همه در خواب هستیم

اما همیشه فکر نان و آب هستیم

تا این بگفتم گفت بس کن وقت تنگ است

این منطقه درگیر جنگ نام و ننگ است

تنها خدا باید به دادتان بیاید

مشروط که،او هم به یادتان بیاید

با اشک و آه و بوی شلغم پخته ناگاه

گشتم به ناچاری خود آگاهِ آگاه...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-نام یکی از کوچه های قدیمی اُزوار

۲-کُرد:اشاره به باوری اسطوره ای در میان مردمان اُزوار،حکایت پایین آمدن کُرد از کوه و رابطه اش با آغاز و پایان فصل سرما.جهت اطلاعات بیشتر به پیرمردان و پیره زنان روستا مراجعه شود.

۳تا ۱۱-نام مکانهایی است در منطقه اُزوار.

توضیح اینکه دو چشمه تخته اسبید و چاله اسبید هردو در دهانه دو کوه آتشفشانی بوجود آمده اند که هزاران هزار سال از خاموشی آنها گذشته است.میزان گوگرد موجود در آب چشمه تخته اسبید بیشتر از چاله اسبید است و تا سالها پیش بسیاری از افراد به خاطر خواص درمانی آن به آنجا می رفتند.ساختار زمین شناسی مناطق اطراف این دو چشمه ونیز وجود گدازه های آتشفشانی در لایه های مختلف زمینهای روستا به شکل سنگهای سیاه سوراخ سوراخ و تا حدی شبیه به سنگ پا،مویّد فعالیت زیاد این دو آتشفشان است.در مورد این گدازه های اتشفشانی(که امروزه در محله پایین و نزدیک زیارت بیشتر یافت می شود) هم باورها و خرافاتی در میان مردمان شکل گرفته بود که جهت اطلاع میتوان به پیرمردان و پیره زنان اُزوار رجوع کرد.

منبع وبلاگ گیسکن


نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ شنبه 3 بهمن 1388 - 13:35:34 | خواندن/ارسال نظرات: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ
بترسیم از این‌که تهمت بزنیم و دروغ بگويیم!

بترسیم از این‌که تهمت بزنیم و دروغ بگويیم!

همراهان خوبم! اگر همین الان به شما بگویند که در جایی که نشسته‌اید یک مار دیده شده چه می‌کنید؟ طبیعی است که می‌ترسید و سعی می‌کنید به جای امنی بروید. ما می‌دانیم مار هر که را نیش بزند با عذاب و درد می‌میرد..
حال سوال این است که وقتی دین برتر اسلام صریحا انسان‌ها را از دروغ و تهمت برحذر داشته باز خیلی‌ها راحت و بی‌خیال و آسوده و مهم‌تر از همه بی‌آن‌که بترسند مثل آب خوردن دروغ می‌گویند و به انسان‌های شریف تهمت و افترا می‌بندند. به راستی چرا هیچ ترس و وحشتی از این اعمال ناپسند و زشت در دل دروغگویان و تهمت‌زنان نیست که به وقت دروغ گفتن و تهمت زدن این‌قدر راحت و آسوده عمل می‌کنند و وقتی بر آنها ثابت می‌کنی که حرفشان درست نيست، فقط می‌گویند اشتباه کردیم و خیال کردیم و گمان بردیم و فکر کردیم و... حال مگر چه شده است؟
به راستی اگر مانند قضیه گزیده شدن توسط مار ، هر که دروغ می‌گفت و تهمتی می‌زد فورا و در همان لحظه به صورت مشخص مجازات می‌شد شاید دیگر کسی به سمت دروغ و تهمت نمی‌رفت و همان‌طور که از مارمی‌گریخت از دروغ و افترا نیز فرار می‌کرد. اما این اتفاق به ظاهر نمی‌افتد و همین نادیدنی بودن مجازات ومکافات دروغ باعث می‌شود که دروغگویان بی‌شرمانه به ناراستی خویش ادامه دهند و تهمت‌زنندگان بی‌واهمه زبان به بدنام‌سازی خوشنام‌های عالم باز كنند.
بیايید از دروغ و تهمت بترسیم و به خاطر همین ترس و وحشت هرگز و هیچ‌وقت به سمت آن نرویم. .
تردید نداشته باشید که هیچ انسانی از طریق دروغ و فریب و تهمت و دورویی به مراتب عالی معرفت و موفقیت نرسیده است و همه انسان‌های متعالی و فرزانه روزگار، از همان ایام قدیم گرفته تا آینده دور، انسان‌های شریفی بوده‌اند که همواره در زندگی خود از دروغ و تهمت ترسیده‌اند و از آن گریخته‌اند.
راستی کدام آدم خردمندی است که از این بار سنگین ابدی وحشت نکند و از آن نگریزد؟
"همراهان خوبم همان‌طور که از مار گزنده فرار می‌کنید، از دروغ بستن به ديگران و تهمت زدن دوري كنيد كه جبران گناه بسيار سخت و گاهي وقت‌ها غيرممكن است. در حديثي از معصوم(ع) نقل به مضمون آمده است: "حرمت آبروي مومن، از حرمت خانه كعبه بالاتر است."
راستی و پاکدامنی سزاوار شما باد
ارسال شده توسط وقایی عزیز

نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ شنبه 3 بهمن 1388 - 13:31:42 | خواندن/ارسال نظرات: 3 |  نسخه مناسب برای چاپ
هبوط در کویر
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر
آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر
ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان !
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !
آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح !
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان ، مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی ، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب ، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم ، با تو در همین مسیر !
از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر !

قيصر امين پور

ارسالي توسط كماجدون

این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها
این منم در این طرف ، پشت میله ها اسیر
دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر !
نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ سه شنبه 29 دي 1388 - 17:55:46 | خواندن/ارسال نظرات: 4 |  نسخه مناسب برای چاپ
چند جمله از اندیشمند ایرانی ارد بزرگ و برایان تریستی

ارد :گردن کشی ادمیان ریشه در ریزی و خردی میدان اندیشه انان دارد.
برایان :کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما در استفاده بهتر از وقت.
ارد:فرمان روای شایسته به فکر انتقام از مردم خویش نیست .


ارسال شده توسط golshan
نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ شنبه 26 دي 1388 - 18:02:01 | خواندن/ارسال نظرات: 2 |  نسخه مناسب برای چاپ
شیوانا
شیوانا [ توسط weghayi در Wed 13th Jan 10, 2:49pm]

قصه‌هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 180

ببر را در جنگل خودش قضاوت کن!

ببری درنده وارد دهکده شیوانا شده بود و به دام‌های یک مزرعه‌دار حمله کرده بود. اهالی دهکده به همراه شاگردان شیوانا ببر را محاصره کردند و او را در گوشه انبار مزرعه‌دار به دام انداختند. ببر وقتی به دام افتاده بود قیافه‌ای مظلوم به خود گرفته بود و خود را گوشه‌ای جمع کرده و حالت تسلیم به خود گرفته بود. قرار شد تور بزرگی روی سر ببر بیندازند و او را اسیر کرده و به عمق جنگل برده و آنجا رها کنند تا دیگر به دهکده برنگردد. در حین انجام این کار مرد میانسالی نزدیک شیوانا آمد و به او گفت: "پسری جوان از روستایی دوردست به این‌جا آمده و مدتی نزد من کار کرده و به دخترم دل بسته و از او خواستگاری کرده است و البته گفته که مجبور است دخترم را با خودش به روستای خودش ببرد. در مدتی که او نزد ما کار می‌کرد چیز بدی از او ندیدیم و پسری خوب و سربه‌زیر به نظر می‌رسد. می‌خواستم بدانم با توجه به اینکه شناختی از گذشته او و خانواده‌اش نداریم آیا می‌توانم دل به دریا بزنم و با این ازدواج موافقت کنم و اجازه دهم دخترم را با خودش ببرد؟"
شیوانا با لبخند به ببر اشاره کرد و گفت: "این ببر را ببین که چقدر خودش را مظلوم نشان می‌دهد. او از جنگل یعنی از خانه خود دور افتاده و به همین خاطر چون در جایی جدا از وطنش است احساس ترس و بی‌پناهی تمام وجودش را فراگرفته و در نتیجه رفتاری متفاوت با تمام زندگی‌اش را از خود نشان می‌دهد. همین فردا که این ببر را به جنگل ببرند باید به محض آزاد کردنش از او بگریزند چون وقتی پایش به جنگل برسد دوباره بوی آشنای بیشه او را شجاع می‌کند و به خلق و خوی وحشی و قدیمی خودش برمی‌گردد. به جای اینکه ساده‌ترین راه را انتخاب کنی یعنی بیگدار به آب بزنی و آینده زندگی دخترت را به شانس واگذار کنی. به همراه دخترت و این پسر سری به روستای آنها بزن و مدتی آنجا بمان و رفتار پسر را با اطرافیان و خودتان زیر نظر بگیر. اگر مثل این ببر باشد که بهتر است زندگی دخترت را تباه نکنی. اما اگر همچنان پاک و سربه‌زیر و درستکار بود و دخترت هم قبول کرد پس دیگر دلیلی برای مخالفت وجود ندارد.
آن مرد پذیرفت و از شیوانا دور شد. دو ماه بعد شیوانا آن مرد را در بازار دید. احوال او را جویا شد. مرد لبخندی زد و پرسید: "قضیه آن ببر چه شد؟" شیوانا پاسخ داد: "همان‌طوری که حدس زدیم پای ببر که به جنگل رسید شروع به وحشیگری کرد و به چند نفر آسیب رساند و بعد هم گریخت. خواستگار دختر شما چگونه بود؟"
مرد میانسال لبخند تلخی زد و گفت: "درست مثل ببر شما رفتار کرد. خوب شد به توصیه شما عمل کردیم و قبل از اینکه ناسنجیده تصمیم بگیریم، همراه خودش سری به جنگلش زدیم!"

نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ پنجشنبه 24 دي 1388 - 12:19:42 | خواندن/ارسال نظرات: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ
نیایش

هر وقت عزمم را جزم کردم و آماده و مصمم ایستادم به نماز رو به روی تو و مناجات با تو ! خواب را فرستادی سراغم و حال مناجات را از من گرفتی . هر وقت گفتم دیگر بعد از این اوضاعم را درست می کنم. گفتم می روم آنجاهایی که اهل توبه و انابه می روند یک اتفاقی افتاد یک اتفاقی که نگذاشت به خدمت تو درآ یم مولای من ! شاید مرا از درت رانده ای شاید از بندگی ات دورم کری شاید دیدی من حق خدایی تو را به جای نمی آورم تبعیدم کرده ای شاید دیدی به تو پشت کرده ام خشمگین شده ای شاید دیدی حرفها و کارهایم مثل دروغگو ها شده مرا انداخته ای دور ! شاید دیدی شکر همان نعمتهایی که دادی هم نمی کنم دیگر محرومم کردی شاید دیدی دور و بر دانایان نمی گردم برای همین رهایم کردی شاید مرا میان بی خبرها و دنیادوست ها دیدی به همین دلیل ، از مهربانی ات نا امیدم کردی شاید دیدی دور و بر خوش گذران ها می پلکم حساب مرا هم با آنها یکی کردی شاید هم دورم کردی ، چون نمی خواهی صدایم را بشنوی شاید این مکافات گناهان من است یا مجازات بی حیایی هایم ولی اگر ببخشی ، چیزی نمی شود قبل از من خیلی ها را بخشیده ای

نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ چهارشنبه 23 دي 1388 - 21:40:35 | خواندن/ارسال نظرات: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ
خبرهايي از ازوار
ايرانسل برق ندارد: می گویند دکل ایرانسل به علت موش دوانی بخشداری و ... از نعمت برق جهت راه اندازی محروم است چرا که می گویند تا برزک که شهر است ایرانسل نداشته باشد مردم منطقه سده چنین حقی ندارند.

در پی عدم بارش برف و باران قیمت گوسفند زنده کاهش یافت.

برگزاری رزمایش و تیر اندازی پایگاه ازوار در روز جمعه 25 دی ماه.

به گفته غلامحسین میرعلی عملیات گازرسانی به روستا 100 روزه به پایان می رسد.

حمام عمومی با مدیریت رجبعلی فعال است

-سقوط ازاد جواد نوروز از دو متری در وقا.

-خاکبرداری خانه ی عالم در روز جمعه ومشاجرات درون شورایی.

-تلاش بی وقفه برای آباد سازی میروا توسط خيرخواهان روستا.

-عدم استقبال ازدعای شب جمعه و در عوض استقبال پر شور از حاج علی جمعه بازار((مثل همیشه)).

ارسال شده توسط كماجدون و محب

نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ دوشنبه 21 دي 1388 - 17:36:58 | خواندن/ارسال نظرات: 2 |  نسخه مناسب برای چاپ
عبرت
بلبل را ببین که حتی در قفس هم می خواند.
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی کشد.
طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسرده اش نساخته.
زرافه را ببین که هرگز گردن کشی نمی کند.
کرم را ببین که بی دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.
جغد را ببین که شب ها چگونه به مراقبه مشغول است.
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.
سگ را ببین که تو نجسش می خوانی اما او به تو وفادار مانده.
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشی ها و نا خوشی های توست.
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمی آورد و از دشمن دمار.
لاک پشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران درلاک خود پنهان شده.
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم می شکند و خشم نهفته ات را بیرون می ریزد.
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می اندازد.
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت می کند.

و اما:


کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است.
طوطی را نبین چرا که بی اندیشه هر گفته ای را تکرار می کند.
کفتار را نبین چرا که خفت ریزه خواری می کشد.
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است.
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خانه ی خود است.
عقرب را نبین چرا که در دشواری ها به جای حل مسئله، حلال مسئله را می کشد.

و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند.

ارسال شده توسط كماجدون

نویسنده : Amir.h Ebneali در تاریخ چهارشنبه 16 دي 1388 - 12:12:17 | خواندن/ارسال نظرات: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ
برو به صفحه   <<        >>  
آنلاین
مهمان: 6
کاربر: 0
در این صفحه: 2
تعداد کاربران: 129, جدیدترین کاربر: engineer1
???? ????
???????
نمایش صفحه اصلی لینک ها
نمایش لینک ها با باردید بیشتر
نمایش لینک ها با امتیاز بیشتر
مشاهده تمام شاخه ها
نمایش همه لینک ها

???? ??
لينك دوستان (6)
لینک های پیشنهادی کاربران (1)

???? ???????? ??
روستاي وادقان
وبلاگي از آزران
وبلاگ قالهري ها
باوري از جنس خيال
(گيسكن)وبلاگي كه به روز شد
جعبه گفتگو
باید عضو باشید.برای عضویت اينجا کلیک کنید


logo unforgiven
چهارشنبه 16 تير 1389 - 04:41:00
amir khan amaje hamalat gharar gerefti ha
_______________
logo unforgiven
چهارشنبه 16 تير 1389 - 04:40:23
salam be hamegi chera kasi hali az ma nemiporse hishki mano doos nadare !!!! amirkhan che khabara migam user estekhdam kon az site uptodate nashode bazdid konan yani ba har bazdid az site sahebe 1 adad khodro ya ye chenin chizi !!!
_______________
logo elmira
پنجشنبه 10 تير 1389 - 22:54:23
komajdon_torobche_weghayiva baghi bachehakojayin_mas_takhte espide
_______________
logo elmira
پنجشنبه 10 تير 1389 - 22:52:14
hamegi movafagh bashid
_______________
logo elmira
پنجشنبه 10 تير 1389 - 22:51:28
salam be hamegi cheghad soto kor shode inja?????
amir agha chera saytetono be roz nemikonid?pas khabara jadid chera darj nemishe??
_______________
logo محمد
دوشنبه 7 تير 1389 - 21:28:27
salam.ozvariiiiiiiiiiiiiioooooon.
_______________
logo unforgiven
پنجشنبه 3 تير 1389 - 17:01:56
ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .


_______________
logo unforgiven
پنجشنبه 3 تير 1389 - 16:58:48
ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین
کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران
روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان
_______________
logo محمد
پنجشنبه 3 تير 1389 - 09:20:01
salam ozvariha!aghay weghayi vaghean weghayi hasti.
_______________
logo phoenix69
جمعه 21 خرداد 1389 - 11:01:50
امیر جان لطفا مطالبو عوض کن دلمون پوسید از این مطالب تکراری
_______________

ازوار دهستان گلاب
Designed by MAS
All right Reserved for Netpc © 2007-2010
: